عشق

مبانی مدیریت اسلامی

مدیریت اسلامی :  مدیریت علم و هنر بکار گیری صحیح  افراد ( منابع انسانی ) و امکانات در جهت نیل به اهداف سازمانی است  به گونه ای که با موازین  دین اسلام در تضاد نباشد .

 

 توجه : پیشرفت اسلام  مرهون مدیریت  پیامبر اسلام می باشد .  ازدیدگاه قرآن انسان موجودی است از جهان برتر .

 

فعالیتهای سازمانها از دیدگاه هنری فایور :

1- فعالتهای فنی

2- فعالیتهای تجاری

3- فعالیتهای مالی

4- فعالیتهای حسابداری

5- فعالیتهای تأمینی و امنیتی

6- فعالیتهای اداری

  توجه :  از دیدگاه هنری فایور ، فعالیتهای اداری از مهمترین نوع فعالیتهای سازمانها است .

 

رئوس فعالیتهای اداری :

1- برنامه ریزی

2- سازماندهی

3- هماهنگی

4- رهبری

5- کنترل

 

اصول عام و مدیریت از دیدگاه هنری فایور ( اصول 14 گانه هنری فایور )

 

1- تقسیم کار 2- اختیار و مسئولیت 3- اصل انضباط 4- وحدت فرماندهی 5- وحدت مدیریت یا وحدت جهت 6- پیروی منفع فرد از منافع جمع 7 عادلانه بودن حقوق و مزایای کارکنان 8- تمرکز 9- سلسله مراتب 10- نظم و ترتیب در کارها 12- ثبات و استمرار خدمت 13- ابداع و ابتکار 14- روحیه یگانگی گروهی

 

*فردریک تایلور  پدر مدیریت علمی می باشد *                                                                                      

 

 

مکتب مدیریت علمی :

مکتبی است که بر اثر مطالعات مهندسی به نام فردریک تیلور  بصورت  کارسنجی ، حرکت سنجی و زمان سنجی در اواخر قرن 19 ارائه شد .

مراحل و فنون مدیریت علمی تیلور : 

1- مطالعة حرکت

2- مطالعه زمان

3-  برنامه ریزی و کنترل تولید

4- طراحی چگونگی استقرار ماشین آلات و افراد در کارگاه

5- دستمزد تشویقی

6- مدیریت امور پرسنلی و مهندسی

7- مهندسی نیروی انسانی 

 

مکتب روابط انسانی ( روچ  و   وارکر ) :  در این مکتب انسان ابزاری است برای تولید و           بهره وری بیشتر .

 

نظریه نئو کلایسک  :

از دیدگاه طرفداران این نظریه ، برای تولید بیشتر  باید همه جانبه به کارگر توجه کرد و نه فقط مادیات .

بینش اسلامی :

از این منظر ، هدف از خلقت انسان فقط تولید و بهره وری نیست . بلکه به کمال رساندن انسان  برای رسیدن به خدا است .  اسلام به انسانیت توجه دارد .

جایگاه انسان در اسلام :

انسان خلیفه خداست :  یعنی اینکه انسان می تواند یک خالق باشد البته در ابعاد کوچکتر .

انسان داری فطرت خداشناسی است .

انسان دارای بیشترین ظرفیت علمی است .

انسان دارای سرشت مادی و معنوی است ( دارای جسم و جان ).  

انسان دارای شخصیت مستقل است.

انسان پرستش کننده است .

تمام نعمتها برای انسان آفریده شده است .

توجه :  انسان با اعمال و رفتار خود میتواند مقام خود را از فرشتگان بالاتر ببرد ( اعلا علین ) و یا اینکه مقام خود را تا حد کمتر از حیوانات پایین بیاورد ( اسفل سافلین ) .

ضد ارزشهای موجود در انسان :

1- ظالم بودن

2- ناسپاس بودن

3- طغیان گر بودن

4- حریص و بخیل بودن

 

انسان با نیروی عقل قواعد جهان را کشف و آینده خود را می سازد . البته با داشتن ایمان .

انسان برای خود سازی نیاز به رهبر دارد .

انسان موجودی است اجتماعی

 

جایگاه مدیریت :

از دیدگاه ارسطو ، تشکیل دولت پاسخ به خواسته طبیعی انسان است .

 

رابطه حکومت و مدیریت :

اجزای پیکرة نظام و حکومت را مدیریت ها تشکیل می دهند . بنا براین هنگامی که گفته     می شود حکومت باید عادلانه عمل کند بدین معنی است که باید مدیریت هایی+

 بر اساس عدل و انصاف از بالاترین رده حکومت تا پایین ترین اجزای آن بوجود آید .

 

از حیث ضرورت وجود مدیریت ، آیات و روایات زیادی وجود دارد .

قرآن :  ولی و حاکم از دیدگاه قرآن ، اول خدا بعد رسول خدا می باشد .

همانا ولی شما خدا و رسولش هستند و کسانیکه ایمان آورده اند ، کسانی هستند که نماز را به پا داشته و ذکات می پردازند و رکوع کننده هستند .

اطاعت از اول الامر به چه صورت است ؟ ترجمه آیه را بنوسید .

اطاعت کنید از خدا و رسول و رهبرانی از خودتان . اما اگر در موردی کارتان به گفتگو و نزاع کشید ، به امر خدا  و رسول باز گردید .

اطاعت از رهبر :

اطاعت از رهبر تا حدی واجب است که رهبر در چار چوب احکام الهی عمل کند .

اهداف حکومت ها از دیدگاه روایات :

1- رشد جامعه 2 تعلیم و تربیت 3- تأمین آزادی های فردی 4- تأمین امنیت  5 - برقراری عدالت

*مدیریت یک فرایند است*                                                                                                        

 

اثربخشی :  یعنی انجام صحیح کارها یا میزان تحقق اهداف .

کارایـی :   یعنی انجام کارها بطور صحیح .

 

وظایف مدیر :

1- برنامه ریزی

2- سازماندهی

3- هدایت

4- کنترل  

*مدیر همیشه با متغیر ها سر و کار دارد *

 

مدیریت اسلامی :

علاوه برتعاریفی که از مدیریت شده ، یکی از اهداف مدیریت اسلامی قرب الهی است .

بینش اسلام راجع به مدیریت :

از دیدگاه اسلام : 

1- مدیریت یک امانت است و مدیر یک امانت دار .

2- مدیریت یک تکلیف است و مدیر باید انجام وظیفه نماید .

3- مدیریت باید خدمتگزار باشد و جامعه را به سوی خدا سوق دهد .

 

*هدف نهایی یک مدیر باید سعادت و خوشبختی مردم باشد *

 

اصول مدیریت اسلامی :

1- اصل عدم تقدم برخدا .

2- اصل آخرت گرایی .

3- اصل عدالت محوری .

4- اصل وحدت و هماهنگی .

 

* محور حرکت در جامعه اسلامی عدالت است *

 

چگونگی تصمیم گیری رهبر از دیدگاه قرآن :

قرآن در مورد تصمیم گیری به پیامبر تأکید دارد که در تصمیماتی که اتخاذ می نمایید مشورت کنید . بنا بر این از دیدگاه قرآن ، رهبرباید به هنگام تصمیم گیری مشورت نماید و مدیریت مشاوره ای را سرلوحه کار خود قرار دهد .

 

ازدیدگاه قرآن حکومت مبتنی بر چه اصلی است ؟

با توجه به آیات قرآن  از آنجا که قرآن در جایی ولی مؤمنان را خدا و رسول خدا دانسته  و در جایی دیگر اطاعت از اول الامر را به این وابسته کرده که طبق دستورات خدا و رسول عمل نمایند . بنا بر این حکومت از دیدگاه قرآن مبتنی بر اصل قانون مداری است که قانون آن همان اصول دین اسلام می باشد . 

 

منابع وضع قوانین در اسلام :

1- کتاب 2- سنت 3- اجماع 4- عقل

 

رده بندی دوره های مختلف تکمیل دانش مدیریت را نام ببرید :

1- مدیریت سنتی یا دوران باستان .

2- مکاتب کلاسیک و مدیریت سازمان .

3- مکاتب نئوکلاسیک سازمان مدیریت .

4- مکاتب و تئوریهای نو  سازمان و مدیریت .

 

 

چگونگی حل مسائل مدیریت توسط نظریه تیلور را شرح دهید ؟

1- تعریف و شناسایی مسئله .

2- شناسایی و تجزیه و تحلیل تمامی عوامل مؤثر در کار .

3- اندازه گیری عوامل قابل سنجش در کار.

4- ثابت نگه داشتن تمام عوامل مؤثر در کارها  غیر از عوامل مورد بررسی .

5- استنتاج اصول مدیریت علمی مبتنی بر مشاهده و مطالعه.

6- اثبات اعتبار علمی اصول استنتاج شده از راه بکار گیری پیاپی آنها در محیط کار .

 

 

*برنامه ریزی مهمترین ارکان مدیریت است و به معنای مشخص نمودن طرح و نقشه برای حرکت های آینده است *                                                                                                                                                    

 

واحدهای وظیفه ای سازمان یا عوامل داخلی :

واحدهای وظیفه ای سازمان یا عوامل داخلی عبارتند از : مدیریت ، بازاریابی ، امورمالی حسابداری ، تولید یا عملیات ، تحقیق و توسعه و سیستم اطلاعات رایانه .

*برای تعیین نقاط قوت و ضعف سازمان باید نمایندگان مدیریت و کارکنان تمام شرکت نقشی فعال داشته باشند *

 

*برای بررسی عوامل درونی سازمان باید در بارة مدیریت ، بازاریابی ، امورمالی حسابداری ، تولید یا عملیات ، تحقیق و توسعه و سیستم اطلاعات رایانه ، اطلاعاتی را گرد آوری و دسته بندی کرد *

 

  ویلیام کینگ : برای شناسایی نقاط قوت سازمان از نیروی ضربت استفاده می گردد .

 

برنامه ریزی :

برنامه ریزی عبارت است از  تفکر در کلیات و جزئیات برنامه و یا به عبارتی دیگر تعیین و اتخاذ شیوه و روشهایی که ما را به نتیجة مطلوب برساند .

 

فواید برنامه ریزی :

1- مانع ندامت و پشیمانی می شود .

2- حلال مشکلات است ( یعنی کسی که توان چاره اندیشی در مورد مشکلات را دارد ، ازپا نمی افتد )

3- موجب استفاده بهتر از امکانات  می باشد .

 

لوازم برنامه ریزی :‌

افراد برنامه ریز باید به چند نکته توجه داشته با شند که عبارتند از :

1- اعتقاد به امکان حل مشکل .

2- استفاده از روند گذشته ( درس گرفتن از گذشته )

3- تفکر ( برای یافتن بهترین راه حل ) .

 

*کار اصلی یک مدیر تفکر و تصمیم گیری  است*

 

انواع برنامه ریزی :

1- برنامه ریزی جامع ( استراتژیک )

2- برنامه ریزی عملیاتی

 

برنامه ریزی جامع( استراتژیک ) :  عبارت است از برنامه ریزی ای که کلیه خطوط سازمان را مشخص می کند به عبارتی دیگر :  دربرنامه ریزی جامع وضعیت فعلی سازمان و راههای کلی آینده مشخص می گردد به گونه ای که کلیه برنامه ریزی های عملیاتی به بخشی از این حرکت کلی تعلق می گیرد ( سیر کلی حرکتها)  . 

برنامه ریزی عملیاتی :

در برنامه ریزی عملیاتی خطوط کلی برنامة جامع در اجزای مناسب خرد می شود و هر جزء به صورت هدف در برنامه های عملیاتی تعیین می گردد . سپس برای رسیدن به هریک از اهداف، برنامه عملیاتی ترسیم می گردد .  به عبارتی دیگر : پیش بینی عملیات برای رسیدن به هدفهای معین با توجه به امکانات و محدودیت ها و خطوط کلی ترسیم شده در برنامه جامع را برنامه ریزی عملیاتی گویند .

 

*برنامه ریزی از ارکان اصلی مدیریت است*

 

کارهایی که در زمینه برنامه ریزی انجام می شود عبارتند از :

1- پیش بینی

2- تعیین هدف های بلند مدت

3- تدوین استراژی ها

4- تعیین سیاست ها

5- در نظر گرفتن هدف های کوتاه مدت .

 

 

سازماندهی :

وظیفة مدیر از نظر سازمان دهی سه فعالیت است .

1- تقسیم کارها به وظایف یا شغلها .

2- ادغام شغلها و وظایف همانند در یک واحد 

3- تفویض اختیارات .

 

تعریف سازماندهی :

سازماندهی در بر گیرندة همة فعالیت هایی می شود که مدیریت انجام می دهد و منجر به یک ساختار از کارهای تخصصی و اختیارات می گردد

بازار یابی :

بازار یابی عبارت است از فرآیندی برای پیش بینی و ایجاد و تأمین نیازها و خواست هایی که مشتریان برای محصولات و خدمات دارند .                                                                                      

 

بازار یابی شامل 9وظیفه مهم می شود :

1- شناسایی نیازهای مشتری 2- خریدن ملزومات یا تجهیزات 3- فروختن محصولات یا خدمات  4- برنامه ریزی محصول و خدمات 5- قیمت گذاری 6- توزیع 7- تحقیقات بازاریابی 8- تجزیه و تحلیل فرصت ها 9- مسئولیت اجتماعی .

 

ارکان اصلی  در برنامه ریزی  :

1- اهداف

2- پیش بینی

 

انواع ا هد اف  :

اساسی ترین اهدافی که  مدیران مؤمن و لایق باید در نظام اسلامی  تعقیب کنند به دو بخش عمده تعیین می شود .

1-  اهداف الهی

2- اهداف سازمانی

 

اهداف الهی :

مقصود از اهداف الهی ، اهداف ارزشمندی است که زحمات طاقت فرسای پیامبران ، تحمل دردها و سختی های امامان معصوم ، جانبازیهای شهیدان  و مشقت های انسانهای پارسا برای احیای آن بوده است .

اهداف سازمانی :

اهداف سازمانی اهدافی است که در اساسنامه سازمانها  مشخص شده است .

 

*مقصود از اهداف عملیاتی ، اهدافی است که جهت وصول و تحقق اهداف سازمانی فرا راه مجموعه ترسیم   می گردد .  مثل اهداف آموزش و پرورش ،  اهداف  بهداشت و درمان و ..... *

 

اهداف عملیاتی  :

1-کوتاه مدت

2- بلند مدت

*یکی از موانع مهم بر سر راه مدیران که مانع پیشرفت می شود ،  غرور و خود بزرگ بینی است . *

ویژگیهای مطلوب در اهداف :

1- بلند همتی ( هدف والا و ارزشمند باشد )

2-  هدف واقع بینانه و عملی باشد .

3- هدف بصورت کلی بیان نشود و به جزئیات نیز توجه گردد .                                                                            

9

پیش بینی :

پیش بینی عبارت است از انتخاب بهترین راه برای رسیدن به هدف با توجه به شرایط موجود.

*پیش بینی باید بر اساس واقعیات باشد*

 

* امام علی ( ع) می فرماید : بهترین مردم کسی است که آینده را بهتر ببیند . *

 

محورهای پیش بینی :

1- چه کارهایی و چگونه باید انجام شود .

2- زمان رسیدن به اهداف باید پیش بینی شود .

3- مکان باید مشخص شود .

4- چارچوب و قالبی که برنامه باید در آن اجرا شود معلوم گردد .

5- امکانات مورد نیاز برای اجرای برنامه پیش بینی شود .

6- نیروها و تخصص های لازم  برای اجرای برنامه  مشخص شود .

7- بودجه مورد نیاز برای اجرای برنامه تعیین شود . 

 

« سازماندهی »

سازماندهی شامل ترکیب و یگانه سازی منابع است .

تعریف سازما ن :

سازمان عبارت است ازمجموعة مرکبی از واحدهای جزیی که هریک عهده دار انجام  کار معینی

 می باشند .

عملیات سازماندهی :

عملیات سازماندهی عبارت است از :

1- شناسایی و دسته بندی  کارها ( مشاغل ) .

2- تعریف و واگذاری مسئولیت ها و اختیارات  .

3-  ایجاد و برقراری روابط .

 

شناسایی و دسته بندی  کارها ( مشاغل ) :

پس از شناسایی شغلها و پست ها  با ید آنها را در گروههای مناسب دسته بندی کرد .

در ساماندهی ابتدا باید از بالا به پایین حرکت کرد ، اهداف و عملیات را تجزیه و تحلیل نمود تا به کوچکترین جزء که شغلها می باشد ، رسید .   اما برای دسته بندی و ترمیم سازمان مناسب باید از پایین به بالا حرکت کرد .

 

تعریف و واگذاری مسئولیت ها و اختیارات

 

نکات کلیدی و مهم برای انتخاب مدیر ( مسئول ):

 1- امتحان .

2- تناسب ویژگیهای فرد با مسئولیت .

3- رعایت ویژگیهای لازم برای مدیریت  (  تجربه ، پاکی ، اصالت خانوادگی ، صالح بودن ، سابقه و دینداری ، داشتن نشاط کاری )‌

 

ایجاد و برقراری روابط :

یکی از وظایف مدیریت نظارت و رسیدگی است و در حد امکان از دخالتهای بی مورد خود داری کند

اتحاد و همدلی را در بین کارکنان سازمان ایجاد نماید .  خود را از کار کنان سازمان جدا نداند .

 

انگیزش :‌

نظریه مازلو :

1- نیازهای فیزیولوژیکی ( خوراک پوشاک مسکن خواب و .... )

2-  نیازهای تأمینی (‌  امنیت جان ، امنیت مال ، امنیت زندگی و ..... )

3- نیازبه تعلق و دوست داشتن .

4- نیاز به احترام و منزلت اجتماعی .

5-  نیاز به خود شکوفایی .

 

اوضاع عربستان قبل از اسلام

اوضاع عربستان قبل از اسلام  از نظر اقتصادی , فرهنگی , سیاسی و اجتماعی بسیار  نا مناسب بود . بطوریکه مردم در  هرج و مرج و سختی  به سر می بردند .

از نظر اقتصادی  , گذران زندگی برای مردم  بسیار طاقت فرسا بود  و زندگی در حد بخور و نمیر بود و غارت و چپاول  یک رسم متداول بود .

از نظر فرهنگی وضعیت بسیار اسفناک بود  و مردم از نظر سواد و علم محروم بودند . زنان و دختران زندخ به گور می شدند .

از نظر سیاسی و اجتماعی ، حکومت قبیله ای بود و منطق زور و قانون گریزی حاکم بود .

اوضاع عربستان بعد از اسلام

اوضاع عربستان بعد از اسلام  از نظر اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی و اجتماعی به سرعت تغییر کرد و برای اولین بار مؤلفه های فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی و اجتماعی رشد و شکوفایی پیدا کرد .

از نظر اقتصادی ، اسلام رعایت مصالح فرد و جامعه را اساس کار خود قرار داد .

از نظر سیاسی ، حکومت طایفه ای و قبیله ای جای خود را به یک نظام عادلانه داد .

از نظر فرهنگی ، علم و آموزش سرلوحه  کار نظام اسلامی قرار گرفت .

در هر حال اسلام به سرعت پیشرفت کرد و علت این پیشرفت  شیوه مدیریت و خلق و خوی پیامبرکه بر اساس احکام الهی اعمال می نمود .

 

انگیزه ها :

تعریف :

انگیزه ها  چراهای رفتار هستند .  آنها موجب آغاز و ادامه فعالیت می شوند  و جهت کلی رفتار یک فرد را معین می کنند .

 

نیاز های انسان :‌

بطور کلی نیازهای انسان بر دو گونه است  :

1-  نیازهای اولیه 

2- نیاز های ثانویه

*نیاز های فیزیولوژیکی را نیازهای اولیه و نیازهای  روانی ، اجتماعی  ، هنری و عقیدتی را نیاز های ثانویه را دانسته اند.  *

تقسیم نیازهای انسان  بر اساس نظریه مازلو :

بنا بر نظریه مازلو نیازهای انسان به  5 طبقه تقسیم می شود :

1-  نیازهای فیزیو لوژیکی  مانند مسکن -  خوراک پوشاک -  ازدواج

2- نیاز به تأمین :  یعنی امنیت در برابر آسیب های زندگی مثل تصادفات  و جنگها و بیماریها .

3- نیاز به تعلق : یعنی فرد دوست دارد به به گروهی متعلق باشد که احساس کند او را دوست دارند و در بین آنمها مورد پذیرش است .

4-  نیاز به احترام : یعنی نیاز به قدرت ، احترام و آبرو

5- نیاز به خود یابی :  نیاز به کمال شایستگی و کسب رموفقیت .

 

فعالیت ها  :

طبقه بندی فعالیت ها بصورت زیر است :

1- فعالیتهای معطوف به هدف

2- فعالیت هدف

فعالت معطوف به هدف :  ماهیتا ً رفتاری است که برای دست یابی به هدف بر انگیخته می شود .

فعالیت هدف :  فعالیتی است که به معنای درگیری و مشغولیت  با خود  هدف می باشد .

ناکامی :

اگر فردی تلاشهایش در راه رسیدن به هدف بی نتیجه ماند یا با مانع مواجه شود ، نا کــامی بوجودمی آید .  این ناکامی ممکن است به اندازه ای افزایش یابد که فرد به رفتار  پرخاشگرا نه و یا به رفتارهای دیگر نظیر دلیل تراشی ، بازگشت ( رفتار کودکانه )،‌ تثبیت ( تثبیت عادات کهنه و مانع ایجاد کردن  برای رفتارهای تازه تر و مؤثر تر )  و تسلیم ( بی اعتنایی و نا امیدی از بهبود کار ) دست بزند .

 

نظریه های  Xو Y

طرفداران نظریه  x نگرشی منفی به انسان دارند .  اینان انسان را موجودی بی علاقه به کار ،               بی مسئولیت  ، آرامش طلب  و به دور از موفقفیت خواهی می دانند .

طرفداران این نظریه معتقدند که برای ایجاد انگیزه در انسان  ، می توان از نیازهای  رده پایین مثل نیازهای فیزیولوژیکی  و نیاز ایمنی استفاده کرد .

طرفداران نظریه  Y  نگرشی مثبت به انسان دارند  و او را علاقمند به کار ، در خور اعتماد  ، مسئولیت پذیر ، نو آور و خلاق می دانند . و اعتقاد دارند که  با مشارکت  اعضای سازمان در تصمیم گیری و حل مسائل سازمان انگیزه کاری  افراد با لا خواهد رفت .

نظریه بهداشت انگیزش  ( نظریه هرز برگ )

هرزبرگ می گوید : نارضایتی از کار نقطه مخالف رضایت نمی باشد . اگر عوامل نارضایتی از محیط کار ( مدیریت و سیاست شرکت ، سرپرستی ، روابط بین افراد ، شرایط کار و حقوق که به عنوان عوامل بهداشتی شناخته شده اند ) حذف شود ، الزاماً موجب رضایت شغلی نخواهد بود .  بلکه فقط نارضایتی بر طرف می گردد . اما راضی هم نیست .

اگر بخواهیم وسیله انگیزش و رضایت افراد را در سازمان فراهم آوریم و موجب تحریک آنها شویم ، باید روی مسئله پیشرفت ، شناخت و کسب شهرت ، مسئولیت و رشد تأ کید کنیم .

نظریه ERG

استاد کلینتون آلبرتور  می گوید : نیازهای اصلی سه دسته هستند :

1- نیاز هستی یا وجود

2- نیاز داشتن ارتباط با دیگران .

3- نیاز رشد .

در این نظریه آمده است  :  اگر نیازهای بالاترین رده کسی ارضاء نشود ،  میل و رغبت بیشتری پیدا می کند تا نیازهای رده پایین  تر را  ارضاء نماید .

نظریه دیوید مکلند ( نظریه نیازهای سه گانه )

نظریه نیازهای سه گانه می گوید : نیازهای سه گانه انسان عبارتند از

1- نیاز به کسب قدرت .

2- نیاز به نیاز ایجاد ارتباط با دیگران

3- نیاز به موفقیت

 

نظریه برابری  ( نظریه آدامز )

انسان معمولاً آنچه را که به سازمان می دهد با آنچه را که از سازمان می گیرد ، مقایسه می کند و معمولاً خودش را با یکی از 4 مرجع زیر مقایسه می کند :

1- خودش را با خودش در کار  دیگری در همین سازمان

2- خودش را با خودش درز سازمان دیگری

3- خودش را با فرد مشابه در سازمان خودش

4- خودش را با فرد یا گروهی از افراد خارج از سازمان .

 

اگر فرد احساس کند در باره او عدل و انصاف رعایت نشده  و به او اجحاف شده است ، انگیزه اش کاهش می یابد .

 

نظریه تعیین هدف :

بر اساس این نظریه ، اگر تعیین هدف مشکل باشد ، کسی که آن را بپذیرد عملکرد بهتری خواهد داشت  و ارزیابی نتیجه کار او موجب عملکرد عالی تر وی خواهد شد .

 

رهبری :

رهبری عبارت است از قدرت تأثیر گذاری بر پیروان به نحوی که بر اساس میل و خواسته خود در جهت تحقق اهداف در موقعیت های گونا گون حرکت کنند . و رهبر کسی است که با این شیوه افراد را به کار گیرد .

قدرت :

اصولا ً قدرت عبارت است از توانایی اعمال نفوذ بر دیگران .

نفوذ :

نفوذ عبارت است از  اعمالی که مستقیم یا غیر مستقیم باعث تغییر در رفتار یا نظریات دیگران         می شود .

 

منابع قدرت :

بطور کلی منابع قدرت به دو دسته تقسیم می شوند :

1- منابعی که قدرت مقام ایجاد می کنند .

2- منابعی که قدرت شخصی ایجاد می کنند .

 

منابع قدرت مقام عبارتند از ابزارهایی که مدیر از موقعیت خاص خود می تواند به وسیله آنها افراد را به کار گیرد و بسوی اهداف سازمانی حرکت دهد .

 

منابع قدرت شخصی مسائلی است که رهبر بوسیله آنها  درنیروها به گونه ای تأثیر می گذارد که آنان با میل و رغبت فرمانهای او را اطاعت و پیروی نمایند .

 

طبقه بندی قدرت

طبقه بندی پنج گانه قدرت عبارتند  از :

1- قدرت مرجع بودن  (  توانایی ناشی از پذیرش رهبری توسط دیگران به عنوان مرجع و الگو )

2- قدرت تخصصی ( قدرت ناشی از تخصص و کاردانی مدیر است که او را بر دیگران نافذ می سازد )

*موارد 1 و 2 جزء منابع قدرت شخصی هستند *

3- قدرت قانونی ( توانایی ناشی از قانون که مدیر را قادر می سازد تا بر مرئوسان و زیر دستان خود تأثیر گذاشته و به رفتارشان جهت دهد )

4- قدرت پاداش ( توانایی دادن پاداش  مادی و معنوی به کارکنان و جهت بخشی به رفتار آنان به منظور تحقق اهداف سازمانی )

5-  قدرت تنبیه ( توانایی تنبیه کارکنان و جهت بخشی به رفتار آنان به منظور تحقق اهداف سازمانی ) 

 

*موارد 3 تا 5 جزء قدرت مقام می باشد *

 

موفقیت و اثر بخشی :

اگر کسی از قدرت مقام جهت انگیزش کارکنان استفاده کند ، می توان او را مدیری موفق نامید اما اگر در درون نیروها نفوذ کند به رهبری اثر بخش تبدیل خواهد شد.

یک مدیر با داشتن تأثیر مو قت بر رفتار زیر دستان می تواند موفق ولی غیر اثر بخش باشد . در مقابل اگر مدیری هم موفق و هم اثر بخش باشد ، نفوذ و تأثیر وی به قدرت تولید پایدار و رشد سازمانی منجر می شود .

برای اینکه یک مدیر هم موفق و هم اثر بخش باشد ، باید سعی کند بغیر از قدرت مقام ، قدرت شخصی هم داشته باشد و  به درون افراد نفوذ کند تا آنان با میل و رغبت در جهت تحقق اهداف سازمانی حرکت کند .

برای اینکه فردی دارای قدرت شخصی شود و در نیروها نفوذ کند عوامل زیادی مؤثر هستند که به صورت زیر تقسیم بندی می شوند :

1- صفات فردی رهبر ( هوش -  سعه صدر پشتکار و ..... )

2- رفتار رهبر  ( منظور سبک و شیوه برخورد رهبر با زیر دستان است )

3- زیردستان ( اگر مدیر دارای صفات و ویژگیهای رهبری بوده و رفتارش با زیر دستان مناسب باشد اما زیر دستان دارای وضعیت نا مناسبی باشند ، ممکن است او را با شکست مواجه کنند و اگر زیر دستان دارای واکنش مساعدی  باشند می توانند او را به به رهبری اثر بخش تبدیل کنند .

4- همکاران ( رفتار و برخوردهای همکاران نیز در اثر بخش شدن رهبر و ایجاد قدرت شخصی دخالت دارد )

5-  فرادستان ( نحوه برخورد فرادستان با مدیران در مورد اختیارات ، حمایت ، تأمین نیازهازمندی های آنان و مسائلی از این قبیل ،دارای تأثیر زیادی در تبدیل مدیران به رهبرانی اثر بخش می باشد )

6- سازمان:  یکی از عوامل مؤثر در رهبری شخصیت سازمان می باشد .  اگر سازمانی در جامعه از شخصیت و ارزش کافی برخور دار باشد ، مسئله جذب نیروهای مستعد و کار آمد و جلب همکاری ارگانها و سازمانها  و همراه نمودن مسئولان مافوق در تخصیص بودجه و امکانات و غیره به راحتی انجام می شود . و رهبری سازمان می تواند با هماهنگ نمودن این منابع به فردی اثر بخش تبدیل شود .

7- موفقیت و شرایط : گاهی در شرایط ویژه و استثنایی افرادی موفق می شوند استعداد های درونی خود را بروز دهند . و گاهی اتفاق می افتد ، همین شرایط که برای یکفرد زمینه ساز پیروزی بوده برای فرد دیگری موجب شکست می شود و از او عنصری غیر موفق بوجود می آورد .

 

صفات فردی رهبری :

اهمیت صفات فردی رهبر

صاحب نظران موارد زیر را از عوامل مؤثر در ایفای نقش رهبری دانسته اند :

1- بالا تر بودن بهره هوشی نسبت به رهبری شوندگان

2- ظرفیت پذیرش موفقیت و شکست .  با این توصیف که موفقیت ها باعث غرور بیش از حد و شکست ها موجب دلسردی و یأس نگردد .

3- وجود انگیزه  های نهادی یا به عبارت دیگر خود انگیختن

4-  توانایی برقراری ارتباط با دیگران

5- خصو صیات  ظاهری و فیزیکی

6- زمینه های فرهنگی مانند تحصیلات و تجربیات

7- شخصیت

8- خصوصیات شغلی مانند پشتکار و دانش و ابتکار

9- خصوصیات اجتماعی  مانند موقعیت اجتماعی و سیاسی 

 

ویژگیهای فردی رهبر از نظر آیات و روایات :

1-  سعه صدر

2- هوش

3- توانمندیهای  علمی و فنی

4-  ابتکار و نو آوری

5- سعی و کوشش

6- پشتکار

7- شجاعت

8- شهرت

9-  سخنرانی

 

سعه صدر :

در لغت سعه به معنای طاقت و قدرت   و صدر به معنای سینه می باشد .  سعه صدر به معنای گشادگی در سینه و قلب می باشد . مقصود ، توان بیشتر در درک مطالب ، تحمل سختی ها و مشکلات می باشد .

علائم سعه صدر : 

1- حلم : یعنی برخورد بزرگوارانه با ناملایمات و سختی ها  از حلم و بردباری و سعه صدر سرچشمه می گیرد . کسانی که دارای این صفت باشند ، از کینه توزی و انتقام جویی های جاهلانه دوری نموده ، کردارها و گفتارهای ناپسند افراد را تحمل می کنند .

2-  متانت در شادیها :  کسانی که از سعه صدر برخوردار نباشند ، با اندک  موفقیتی سرمست و مغرور گردیده ، در پوست خود نمی گنجند و از خلاء ها ، مشکلات و ضرورت اقدامات عمیق تر و بنیادی تر غافل می مانند

3- مقاومت در برابر مشکلات :   مشکلاتی که در برابر رهبران قد علم می کند معمولاً به سه طریق بوجود می آید:

الف ) مشکلات سیاسی : مقصود مسائلی مانند در گیریها و کارشکنی ها ی مخالفان می باشد . این قبیل مشکلات موانع بزرگی در برابر مدیران ایجاد کرده و بیشترین نیرو را  در درون خود می بلعد . در اینگونه موارد مدیر باید از خود پایداری پایداری و مقاومت نشان دهد زیرا افراد موفق نزد خداوند سربلند هستند و افراد غیر موفق اجری نخواهند داشت .

ب ) مشکلات کاری : مانند موانع و مسائلی است که در حین انجام دادن وظیفه در برابر روند شتابان امور پیش می آید  و کسانی که   دارای سعه صدر باشند ، مشکلات را با سرپنجه تدبیر حل می کنند و افراد کم ظرفیت از پای در می آیند .

ج) رویدادهای ناگهانی :  مقصود مسائل پیش بینی نشده ، حمله ناگهانی دشمن و مسائلی از این قبیل است . وظیفه مدیر در برار این حوادث حفظ خونسردی و رهبری عاقلانة امور می باشد .

 

4- تحمل افکار مخالف :  در دنیای مدیریت باید بین مخالفان مه صرفاً بنای مخالفت دارند و کسانیکه که افکار مخالف دارند تفاوت قائل بود . همان اندازه که مخالفت ها ی بی جا  مضر و مسئله ساز هستند ، افکار مخالف سود مند و باعث پیشرفت سازمان می شوند . توان تحمل افکار و اندیشه های مخالف از سعه صدر انسان حکایت می کند و کسانی که دارای این صفت باشند به راحتی در نیروها نفوذ می کنند و به قدرت شخصی دست پیدا می کنند .

5- پرهیز از مستی ریاست :   یکی دیگر از نمونه های سعه صدر آن است که پست و ریاست  مدیر را از جهت روحی و اخلاقی متأثر نسازد و به محض دست یافتن به ریاستی زود گذر ، خود را گم نکند .

 

بر می گردیم به صفات فردی رهبر

هوش :   

هوش در لغت به معنای فهم ، درک ، شعور و همچنین به معنای عقل و خرد است . کسانی که از نیروی هوش بهرة بیشتری داشته باشند ، در شناخت نیروها ، آگاهی به امور ، فهم مشکلات ، یافتن راه حلها ، شناخت نقاط ضعف برنامه ها ، پیش بینی دشواریها ی آینده و بکار گیری فنون مدیریت موفق تر خواهد بود .

توانمندی های علمی و فنی :

بطور کلی انسان ها در مقابل کسانیکه احساس کنند از نظر دانش و مهارت و آگاهی در سطحی بالاتر از خودشان هستند ، حرف شنوی و اطاعت بیشتری دارند . بر عکس اگر بدانند فردی از نظر اطلاعات  ضعیف تر از خودشان است ، حتی الامکان از اطاعت و و فرمانبری از او خود داری می کنند .

ابتکار و نو آوری :

بطور کلی چون انسانها از تکرار و یکنواختی کسل شده و دچار پژمردگی می شوند ، حرکتهای جدید و ابتکارات نو به انان نشاط می بخشد و روح افسردة آنان را شاداب می کند ،  این مسئله موجب     امید واری و دلگرمی آنها در محیط کار می گردد و صحبت و دوستی را بین اعضاء گسترش می دهد و سخنان و دستورات رهبر دارای نفوذ بیشتری می شود .

سعی و کوشش : 

کسانی که در کارها جدی ، پرتلاش و فعال باشند ، اعتماد و علاقه نیروها را به خود جلب می کنند . همگان با دیده احترام به آنان می نگرند . این حالت زمینه ساز نفوذ رهبر در پیروان می گردد و قدرت شخصی را به وجود می آورد .  امام علی علیه السلام  در این بار ه می فرماید : کسی که چیزی را دنبال کرد به آن چیز یا بعضی از آن خواهد رسید .

پشتکار :

فراوانند انسانها یی که کارهای بسیار مهمی را با اشتیاق شروع می کنند اما پس از مدتی گرمی و شادابی خود را از دست می دهند و کار را ناقص رها می کنند .  اگر این صفت زشت در مدیران راه یابد آنان به سر در گمی و عدم موفقیت مبتلا خواهند شد . پیامبر ( ص)  در این باره می فرماید : ارزش و اهمیت امور به تمام کردن آن اعمال و خاتمه آن است .

 

 

شجاعت :

یکی دیگر از صفاتی که در موفقیت و ایجاد قدرت شخصی برای رهبران دخالت دارد ، شجاعت و دلدار بودن آنان است . این افراد در برابر دشمنان شجاعت نشان داده و ترس و اظطراب به خود راه نمی دهند در نتیجه تحسین انسانها را بر می انگیزند .  اگر شجاعت بیش از حد متعارف در رفتار و عملکرد مدیران تأثیر گذارد ، به تهور تبدیل می شود . تهور و بی باکی باعث می شود که افراد به کارهای خطرناک بپردازند و از دقت کافی در امور برخوردار نباشند . این مسئله نه تنها به قدرت شخصی منجر نمی شود بلکه موجب تنفر و بیزاری پیروان می گردد .

شهرت :

یکی دیگر از عواملی که موجب قدرت شخصی برای مدیران می شود ، سوابق روشن و افتخار آمیز رهبران است . کسانی که از این ویژگی برخوردارند ، تمایل افراد به همکاری با آنان بسیار بوده و اطاعت از دستورات و  اوامرشان را برای خود موجب سرشکستگی نمی دانند . اما باید دانست که شهرت زمینه ساز انحراف انسان و تضعیف معنویت را فراهم می سازد و ممکن است شخص را به سوی خود یزرگ بینی و تکبر سوق دهد .

سخنرانی :

توان سخن گفتن و تفهیم مسائل برای پیروان یکی از امور مهم در رهبری است . دو مسئله ای که در سخنرانی باید رعایت گردد ، عبارتند از :  1- تفهیم پیام ( قدرت تفهیم مقصود و پیام به نیرو ها )

2- زیبایی کلام و نظم ( رسایی و شیوایی در کلام و استفاده از لغاتی که شنونده به راحتی منظور آن را درک کند )

 

 

سه حوزه مهارتی در فرایند مدیریت که ضرورت دارند عبارتنداز

مهرت های فنی:توانای بکار بردن.دانش. روشها.فنون ابزارکه لازمه انجام وظایف خاصی است. و ازطریقتجربه.تحصیل. کار ورزی کسب می گردد.

ب.مهارت های انسانی:

قدرت توانای تشخیس در کار کردن با مردم وانجام دادن کاربوسیله ی انها شامل: درک. فهم . انگیزش.و بکار بردنرهبری موثر است.

ج.ت ادراکی:

توانای و فهمیدن پیچیدگی های کل سازمان واگاهی از اینکه خود شخصدر خر شرایت سازمان  عمل میکندیا نه یعنی اینکه  فرد بجای  اینکه فقط بر مبنای  هدفها ونیازهایگرو نزدیک خود عمل میکند اقدامات خود را بر هدفهای کل سازماناستوار سازد.

نکته:

همه چنان که شخص از سطح پاین به سطح پاین به سطو بالای سازمان ارتقاع می یابد  برای اعمال مدیریتی اثر بخش به مهارت ادراکی بیشتری نیازمند است در حالی که شاخص مشتری که درهمه سطوح مدیریت اهمیت دارد. مهارت انسانی است.

سبکهای رهبری:

بطور کلی رفتار مدیران  باز پرسان  در سه دسته قابل تقسیم می باشند.

 

1.انسان اگر(به افراد سازمان حدکثر توجه توجه میشود و برای انان  احترام قائل شده  و مورد اعتماد  قرار میگیرد.)

2(سازمان گرا (یعنی اهداف  سازمانی را برخواسه های  افراد مقدم داشته و توجهی  به تمایلات افراد نمی شود)

3. امیختهی از این دوحالت که گاهی انسان گرایی بر سازمان د گرای غلبه پیدا می کندو گاهی  برعکس.

 

سبکهای رهبری:

سبکهای رهبری به چند دسته تقسیم میشود. تو ضیه دهید؟

1.در این سبک که کاملآ وظیفه مدارو امرانه است  مدیر و رهبر  به مر ئو سان خود اعتماد ندارند و روابط رهبر و پیرو بر ترس و وحشت استوار است .

2-در این سبک رابطه آمرانه بین رهبر و پیروان هم چنان برقرار است اما رابطه مذکور در این حالت تلطبف شده و چون رابطه خادم و مخدوم توام با نوعی رحمت بزرگوارانه است اما تصمیم گیری هم چنلن بر عهده رهبر است و پیروان بی چون و پرا باید اطاعت کنند.

3-در این سبک اعتماد و اطمینان به مرئوسان در حد خوبی است و در تعیین پاره ای از اهداف مشارکت داده میشود اما مسائل و موضوعات عمده سازمانی هم چنان بوسیله رهبر فیصله میابد.

 

4-در این سبک اعتماد و اطمینان به مرئوسان در حد کمال است و رابطه صمیمانه ومشارکت جویانه در تمام امور بین آنها برقرار میباشد.در این سبک تصمیم گیری ها کاملا مشارکتی است و گروههای رسمی و غیر رسمی با هم درآمیخته اند.

سبک رهبری در منابع اسلامی:

در مدیریت اسلامی انسان گرایی به معنای واقعی کلمه مطرح است یعنی توجه به انسان و ارزشهای او و احترام و محبت به او نه برای بهره بری بیشتر بلکه برای اینکه او انسان است و در شریعت اسلام دارای حقوق مربوط به خویش میباشد.

اصول اسلامی در سبک رهبری:

دو اصل اساسی در سبک رهبری و مدیریت بر اساس آیات قرآن و روایات مطرح میباش1-اصل محبت و دوستی 2-اصل شدت و سختی .در اصل محبت موارد ذیل مورد توجه قرار میگیرد.            1-محبت به مومنان و مهر و محبت به انسانها2-لزوم مدارا و دوستی با زیر دستان

در اصل شدت و سختگیری به موارد ذیل توجه میشود:

1-لزوم فرمانبری    2-شدت عمل در برابر افراد نافرمان

اهمیت و فوئد دوستی در مدیریت:

1-رفاقت و دوستی بهترین راه و روش برخورد با زیر دستان است (از نظر آیات و روایات).

2-کسی که با زیر دستان خود رفاقت و دوستی بورزد آنان جهت رسیدن به اهداف یاریش خواهند کرد .

3-یکی دیگر از فوائد رفاقت آن است که مشکلات و سختی ها را آسان میکند و راه رسین به اهداف را باز میکند.در این باره امام علی(ع)می فرماید : دوستی و مدارا کردن سختی ها را آسان و سبب های دشوار را ساده میکند...

4-هرکاری اگر با دوستی و رفاقت همراه گردد زیبایی یافته و لذت بخش میشود در مقابل اموری که با خشونت همراه گردید از این زیبایی و صفا وصمیمیت بی بهره میشوند.

5-کسانیکه در برخوردها و کارهای خویش آرام متین و مهربان هستند مورد احترام دیگران قرار میگیرند.در این مورد امام صادق(ع) می فرماید:اگر میخواهی مورد احترام واقع شوی با عطوفت و مهربانی رفتار کن و اگر میخواهی بی مقدار شوی با خشونت برخورد کن.

اصل شدت عمل: اسلام همانگونه که بر محبت و دوستی تاکید دارد  بر کیفر مجرمان نیز دستور داده است  و قوانین جزایی بسیار سختی برای مجرمان و جنایتکاران وضع کرده است و یا جریمه مالی و یا تنبیه بدنی و در مواردی اعدام در برابر خطاکاران واکنش نشان داده است اساسی ترین اصل ر مدیریت محبت و دوستی است اما  اگر افرادی بخواهند از این برخورد سوء استفاده نمایند لازم است با واکنش سخت و شدید مدیران روبه رو شوند.

لزوم فرمانبری:

کسی که مسئله برقراری حکومت و ایجاد مدیریت برای انجام امور اجتماعی انسانها را پذیرفته باشد نمی تواند مسئله لزوم فرمانبری از حاکم یا مدیر را قبول نداشته باشد.انسان چون مختار است تا آنجا که امکان دارد از اختیار خود استفاده کند و هرچه میل دارد انجام دهد.و برای اینکه سازمان به هرج و مرج کشیده نشود باید فردی را به مدیریت پذیرفت که تا او حرف آخر رابزند و بقیه خود را با او تطبیق دهند و بسوس اهداف سازمانی پیش روند اگر فردی عاقلانه بیاندیشد به خوبی خواهد پذیرفت که باید حرف آخر را که همان دستور مدیر است پیروی کند والا هرج و مرج بوجود خواهد آمد.

محور های پیگیری:

هماهنند محورهای ارزطیابی عبارتاند از :برنامه،مشکلات اجرایی،مجریان(نیروهای اجرایی)پیگری ها باید پیرامون این 3محور باشند.

برنامه:در برنامه ریزی همانطور که قبلا اشاره شد دورکی اساسی وجود دارد هدف و پیش بینی،اگر هدف عملیاتی اشتباه بود در صورتی امکان،هدف اصلاح و در غیر این صورت کلیه برنامه ها لغو می شود.اگر خطا در پیش بینی ها بود در برنامه تغییرات لازم اعمال می گردد.پس از تغییرات نتایج جهت اطلاع واحد را به قسمت های مربوط ابلاغ می گردد.این حالت چرخش بازده اطلاعات و تغییرات باید در صورت لزوم به صورت مدام اعمال گردد.به این عملیات بازخور می گویند.

مشکلات اجرایی:

در مورد مشکلات اجرایی باید علت های مشکل را به خوبی شناخت و پس از آن راه حلی برای آن جستجو کرد.اگر در شناخت علت های صحیح عمل نشود راه حل ها و تصمیم ها بی فایده بوده و نتیجه ای نخواهد داشت،اگر علت مشکلات مربوط به بیرون از حیطه عمل کرد سازمان بود بایستی به راه حل هایی فکر کرد که مشکلات کمتری برای سازمان به وجود آید.اما اگر علت مربوط به حیطه عملکرد سازمان بود بایستی راه حل مناسبی برای آن به دست آورد.نیروهای اجرایی:

مقصود از نیروهای اجرایی کلیه افراد شاغل در سازمان اعم از مرئوسان و مسئولان می باشد.از این رو باید عملکرد مدیران و مرئوسان مورد ارزیابی بسیار دقیق قرار گرفته.افراد صالح و توانمند تشویق و افراد ضعیف در صورت امکان اصلاح شوندو در غیر این صورت در مورد ادامه کارشان تجدید نظر شود.

نکته:

در ارزیابی نیروها اگر ضعفهایی مشخص شد که به عموم یا اغلب افراد مربوط می شود باید علت را قبل از هر جا در مدیریت جستجو کرد.(فقدرت ها و ضعف های عمومی)در مقابل اگر افراد مجموعه عموماً موفق و نیرومند تر بود بخش عظیمی از این موفقیت را باید مربوط دانست زیرا اگر مدیر ضعیف باشد نیروهای قوی راترد کرده یا آنان را به نحوی محدود می کند که موقعیت بروز توانمندی های خویش را نیابند.

قوت و ضعف های تخصصی:

اگر بعضی از نیروها به علت نداشتن دانش و تخصص در وظایف ضعیف باشند می توان با برگزاری دوره های آموزشی مناسبت در جهت رفع ضعفها یا کاهش آن اقدام کرد.

قوت و ضعف های فردی:

در رازیابی به نتایج و اصطلاحات فراوانی برخورد می شود که نه یک مسئله عمومی است و نه  مربوط به آگاهی های تخصصی افراد می باشد،بلکه اطلاعات مختلفی است که به ضعفها یا توانا یی افراد در عملکرد آنها مربوط می شود.برای تشویق افراد خوب به خوبی ها و افراد ضعیف به ترک خلافها نیاز به پیگیری این امور می باشد تا عملاً نیروها بازتاب ارزیابی های انجام شده را ببینند.

نیروهای خطا کار:

افراد خطا کار را می توان به 2 دسته تقسیم کرد.1.خطا کاران حتمی2.متهمان به خطا.خطا کاران حتمی کسانی هستند که در مورد خیانت و جرم آنها شکی وجود ندارد و متهمان به خطا کسانی هستند که احتمال جرم و خطای آنان وجود دارد.

1.دسته اول یعنی کسانی که در مورد خطای آنان تردید نیست و ماموراناطلاعاتی دلایل کافی جهت اثبات جرم آنان ارئه کرده اند و خیانت آنان برای مدیریت اثبات شده است.در مورد این افراد نیاز به تشکیل محکمه و احضار ماموران مخفی و اسناد به دلایل و شواهد نیست بلکه مدیر می تواند بر اساس اطلاعات اقدام کند و در ضمن تنبیه و مآخذه مجرم جرم او را افشا نماید.

2.متهمان به خطا دسته دوم متهمان به خطا بوده که در مورد آنان باید بر اساس مراحل زیر اقدام نمود:1.بازجویی:یعنی اینکه قبل از هرگونه اقدام در مورد این افراد باید آنا را مورد بازجویی قرار داد و در ارتباط با اتهام یا اتهاماتشان توضیح خواست.2.داوری و قضات:پس از بازجویی غالباً داوری در باره یکی از موارد زیر می باشد:الف:فرد هیچگونه خطایی مرتکب نشده است،اگر پس از بازجویی به بیگناهی فرد حکم شد ضمن عذر خواهی از او باید رفع تهمت شود.ب:تخلف شده اما فرد عذر قابل قبولی برای تخلف ارئه می نماید.در این صورت عذر فرد باید پذیرفته شود.ج:فرد مجرم بوده و جرم او مهم و سنگین است در این صورت باید اورا تنبیه کرده و جرم او را افشا کرد.د:خطایی صورت گرفته اما خطای مهمی نیست یا اینکه متهم انسان صالحی است به طور اتفاقی مرتکب اشتباهی شده در این مورد بهتر است که مدیر بزگوارانه او را مورد بخشش و بهمین بازجویی اکتفا نمید.

نکته:

یکی از مسائلی که باید در حین کنترل به ان توجه داشت پرداخت حقوق کارکنان به طور مرتب و بدون کاستی می باشد.در پرداخت حقوق کارکنان مسائل مهم زیر باید رعایت شود:

1.تعیین حقوق:حقوق افراد را باید قبل از شروع کار مشخص کرد تا فرد در صورت مایل بودن همکاری کند وگرنه منصرف شود.

2.پرداخت حقوق در موعد مقرر:اگر فرد یک روز کار کند باید آخر روز حقوقش را بدون هیچ تاخیری پرداخت کند.و اگر با او قرار داد ماهیانه بسته اند باز نباید تاخیر شود.

3-جلو گیری از تضعییع(ضایع شدن)حقوق:اگر به موردی از ضایع شدن حقوق برخورد شد باید متخلفان را مورد تعقیب قانونی قرار داد.چون این بر نوعی غصب اموال دیگران به حساب می آید.

نکته:

مطالبی که باید در مراحل مختف کنترل ثبت شود را نام ببرید؟

1-نقاط قوت برنامه     2-تغییرات برنامه که جهت رفع نقاط ضعف اعمال می شود.

3-ضعف های برنامه    4-مشکلات اجرایی برنامه    5-رها حل های مشکلات اجرایی

6-واکنش های مثبت نیروهای برنامه    7-واکنش های منفی کارکنان نسبت به برنامه

8-راههای تغییر و تنبیه نیروها و بازتاب های آن     9-راه های شناخت نیروهای مفید و غیر مفید

10-چگونگی تشویق و تنبیه نیروها و بازتاب های آن   11-نتایج حاصل از ارزیابی نیروها

مراحل تصمیم گیری:

1.تشخیص و تعیین مشکل و شناخت مسئله ای که در راه تحقق اهداف مانع ایجاد کرده باشد در این مرحله باید کوشش شود که مشکل اصلی و واقعی شناخته و به درستی تعریف شود و معلوم گردد علت مشکل چیست.

2.یافتن راه حلهای ممکن برای رفع مشکل.در این مرحله قبل از هر چیزی باید دانست که برای هر مشکل راه حلی وجود دارد و در این اصل شک و تردیدی نیست.

3.انتخاب معیار برای سنجش و ارزیابی راه حل ها.مثلاًدر مدیریتها گاهی سود بیشتر و گاهی هزینه کمتر و زمانی رضایت بیشتر مشتری به عنوان معیار پذیرفته می شود.

4.کلیه مراحل ها بایکدیگر مورد مقایسه و ارزیابی قرار می گیرند که هر یک از راه حل ها چه نتایجی را بهبار خواهد آورد.

5.سنجش راه حل ها نسبت به هم با توجه به معیار پیش بینی شده در مرحله سوم و نتایج برآرده شده در مرحله 4

6-انتخاب یک راه حل از میان کلیه راه حل ها.

لوازم تصمیم گیری:

1-عاقبت اندیشی:

هر مسئول باید در تمام مراحل تصمیم گیری به فرجام تصمیم ها توجه داشته باشدو هر تقسیم را در دنیای اجرا و ابلاغ ببیند و واکنش ها یا نتایج مثبت و منفی آن را به خوبی درک کند.

2-استفاده از تجارب:

 

اگر ار تجربه ها به خوبی استفاده شود خطای تقسیمات کاهش حواهد یافت و از ارزش بیشتری برخورد خواهد شد.کسانی که از تجارب بیشتری بهره گیرند فکر و اندیشه آنها دقیق تر و ارزشمندتر خواهد شد.

3-مشورت:

مشورت در اسلام از اهمیت والایی برخوردار است تا آنجا که پیامبر اسلام مامور می شود در امور مربوط به اداره جامعه مسلمانان مشورت نماید و پس از آن تصمیم گرفته و بر خدا توکل کند.

نکته:

فواید مشورت:

الف:از لغزش های انسان می کاهد.

ب:استعداد های زیر دستان راغ رشد می دهد.

ج:اگر نتیجه تصمیم مثبت باشد مدیر کمتر مورد حسادت قرار می گیرد زیرا افراد خود را صاحب یا شریک این موفقیت می دانند.

د:میزان دوستی و علاقه افراد به مدیر و پیشرفت سازمان به خوبی رشد می کند.

4-رعایت خطوط کلی برنامه جامه عملیاتی:

تصمیم ها نباید با برنامه جامع یا برنامه عملیاتی مخالف باشد.بلکه هر تصمیم باید به گونه ای باشد که در جهت مسیر کلی سازمان باشدو تحقق برنامه جامع و عملیاتی را میسر سازد.

قاطعیت:

به معنای قطع کردن و فیصله دان به امور و حل مشکلات است نه سماجت و یکدندگی.

رهنمود های قاطعیت:الف:یافتن و انتخاب تصمیمی قاطع و کار ساز به نحوی که مشکل را به طور اساسی حل کند و درگیری را به طور کامل فیصله دهد.ب:ابزار تصمیم به طور قاطع و به دور از هرگونه تردید و دو دلی.

 

 

موانع قاطعیت:

عبارت اند از:

الف:تردید و دو دلی،تصمیم گرفتن و بی اعتنایی به وسوسه های بی جا بهترین راه درمان تردید و دو دلی است.تردید و دو دلی موجب میشود که مدیران در اتخاذ تصمیم تعلل ورزیده،بهترین فرصتها را از دست داده و خودرا به غم واندوه مبتلا گردانند.

ب:ترس:علت دیگری که موجب سستی در تصمیم گیری میشود خوف و ترس است.بعضی از مدیران با تصور ناکامی و به خیال اینکه اگر زمانی با شکست مواجه شوند مورد نکوهش دشمنان واقع می شوند دچار ضعف در تصمیم گیری می گردند.علت تززل و ترس در مدیران می تواند مسائل زیر باشد:1.قدرتهای جهانی   2.مسئولان مافوق   3.ورشکستگی سازمان 

4.عدم موفقیت   5.بر کناری از ریاست   6. اخراج   7.بی آبرویی

ج:هوس های مردم: یکی دیگر از علل تردید در تصمیم گیری توجه به هوسهای بی جای مردم است.اگر کسی نخواهد در پست مدیریت برای خشنودی و هوس های بی مورد مردم تصمیم بگیرد چون در هر تصمیمی عده ای مخالف می یابد هیچ گاه عظمی جزم نمی کند و از صفت ارزشمند قاطعیت دور می گردد ونتیجه ان که در تصمیم ها باید رضایت خداوند را در نظر گرفت و کاری به هواهای نفسانی مردم نداشته باشد.

د:خویشان و نزدیکان:مسئله دیگری که مانع از قاطعیت در تصمیم گیری می شود مراعات نور چشم های خویشان و نزدیکان است.در این مورد امام علی(ع) می فرماید:<<اجرای حق درباره دور و نزدیک کار سنگینی است چرا که مقاومت و ایستادگی در مقابل هجوم عواطف،ایمان و استواری میطلبد،اگر کسی بتواند حق را مورد همه اجرا کرده این بار سنگین را تحمل کند و وجدان های آگاه و چشم های بیدار و قلب های پاک او را ستایش خواهند کرد و در بین مردم شرافتمندانه خواهد زیست>>

ه:استهزا(مسخره کردن):این حربه بر خلاف تصور از کارایی بسیار زیادی هم برخورد دارد.و گاهی آنچنان کارساز است که نه تنها تصمیمات را نقض می کند بلکه مدیران را ترسانده قاطغیت انان را نابود می نماید .مدیران باید در تصمیم گیری بدون توجه به مسخره کنندگان و با آرامش و متانت کامل آنچه را که حق تشخیص دادن بکارگیرند و استوار و پا برجا عمل کنند.

و:حرف مردم:اگر انسان ها بخواهند بر اساس حرف های مردم حرکت کنند هر لحظه باید به سویی دیوانه وار حرکت کنند.مدیران مسلمان باید به دور از جنجال ها راه خود را انتخاب کنند و بر اساس حق و عدل به پیش روند و خدا را از خود راضی نمیند و به حرف های بی مورد مردم هیچ اعتنایی نکنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 18:26  توسط نفس  |